*سیزده اردیبهشت بود. سیزده اردیبهشت که بود، دقیقاً هشت ماه مونده بود به روز امتحان بورد. بچه ها متوجه حال من شده بودن که جشن روز استاد رو به جای دوازدهم انداختن سیزدهم و مجبورم کردن که بیام دانشکده. اولین روزی که بدون چسب بینی رفتم دانشگاه.. از کجا یادمه؟ دکتر خالدی از دستش در رفت گفت عکس پروفایلت روعوض کردی، تو فیلم فهمیدم که داره به بقیه ی استادا میگه خیلی بینیش خوب شده.. به خودم نمی گفت. جمع کردم و زود رفتم. شوکا پرسید کجا میری.. گفتم نمیدونم.. هرجا پام بکشه.. گفت بعد مریضم میام پیشت. هر جا ر
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی

تمام جاهایی که بودهام
تمام بندرهایی که به آنها رسیده ام
تمام منظره هایی که از پنجرهها و دریچه ها
یا در پستوها
در رویا.. دیدهام را .. جا داده ام
همه چیز، به اندازهی همه چیز
و این بسیار کمتر است از آرزوهایم!
فرناندو پسوآ
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
میگم ای دلبر خوشگل ما! شما که دستات بازه .. شما که یدت فوق ایدیهم هست .. شما که دلبری و در کفت، موم است سنگ خارا، شما که اذا قضا امراً کنی، یه کُن بگی، فیکون میشه.. شما که تمام معنای امّیدی .. شما که حلوای قندی، ماه بلندی، امیر بی گزندی .. شما که تکفام نوری .. سراسر مهری .. بیا با مورز این کینه داری! .. که حق صحبت دیرینه داری :)
+ من لی غیرک .. اسئله کشفَ ضُرّی و النظر فی امری؟
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی


تمام جاهایی که بودهام
تمام بندرهایی که به آنها رسیده ام
تمام منظره هایی که از پنجرهها و دریچه ها
یا در پستوها
در رویا.. دیدهام را .. جا داده ام
همه چیز، به اندازهی همه چیز
و این بسیار کمتر است از آرزوهایم!
فرناندو پسوآ
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی
برچسب:
نویسنده: آرین کمالی